ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

44

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

گويد و چون مؤذن آمد و على عليه السّلام را از فرا رسيدن وقت نماز آگاه كرد ، آن حضرت برخاست چند گامى برداشت و برگشت ، دخترش او را گفت به جعده فرمان بده كه با مردم نماز بگزارد ، على فرمود از مرگ گريزى نيست و همان دم برخاست و از خانه بيرون آمد و چون از كنار قاتل خويش گذشت كه همه آن شب را نخوابيده و منتظر آمدن آن حضرت بود و در آن هنگام خواب بر چشمش چيره شده بود ، با پاى خويش او را تكان داد و فرمود نماز ، ابن ملجم برخاست و همين‌كه على عليه السّلام را ديد بر او شمشير زد . حسن بصرى مىگويد ، در اين صورت امير المؤمنين عليه السّلام از اين موضوع آگاه بوده است . « 1 » ( 1 ) 4 - حسين از عبد اللّه ، از عبد اللّه بن يونس بن بكير از پدرش از على بن ابى فاطمه غنوى از گفتهء پيرمردى از خاندان حنظله براى ما نقل كرد كه مىگفته است شبى كه على كه خدايش رحمت كناد ضربت خورد ، ابن نباح به هنگام بر آمدن سپيده‌دم به حضورش آمد تا او را از فرا رسيدن هنگام نماز آگاه سازد ، آن حضرت كه بر پشت دراز كشيده و خسته و سنگين بود خاموش ماند ابن نباح بار ديگر اعلام كرد و على همچنان خاموش ماند و چون بار سوم بيامد ، على عليه السّلام از جاى برخاست و در حالى كه ميان حسن و حسين بود راه افتاد و اين دو بيت را مىخواند : « كمربندهاى خود را براى مرگ استوار كن كه مرگ به سوى تو مىآيد ، و چون مرگ بر كنار جويبار تو فرود آمد بىتابى مكن » « 2 »

--> ( 1 ) . لطفا به آنچه ذيل شماره‌هاى 5 و 6 هم آمده است توجه فرماييد . ( 2 ) . اين دو بيت در ص 22 ج 3 طبقات چاپ بريل و ص 18 مقاتل الطالبين ابو الفرج اصفهانى